دیدن شبهای بی ستاره هم زیباست! وقتی به اسمان زل میزنی تا گوشه جایی برای خودت پیدا کنی.و اسمان چقدر بزرگ است که حتی برای چشم های تو یک کهکشان راه دارد.امشب بدون ستاره هم اسمان به قشنگی شبهای با ستاره ای بود که تو بودی و تا صبح نفس های تو را احساس میکردم . روی تختی که بوی تو خواب را حرام و چشم را خیس میکرد.نمیدونم امشب چرا باز تو شدی ملکه ی تنهایی ذهنم؟!کاش خاطره های دورتر هم از یادم میرفت.کاش اینجا جایی برای پرواز پیدا کنم.
امشب با مادرم برای عیادت یکی از اقوام رفتیم بیمارستان.مادرم با اشکهای پنهانی به تک تک اتاقها و ایزوله ها مینگریست...
یک اتاق قشنگ،یک رویای زیبا و حقیقتی دلگیر،شاید کمی به روز های خوب مانده باشد.خاطراتی همراه با تق تق عصا.امشب شاید کمی سخت باشد.نه! سخت نیست ، خانه کمی دلگیر است...
چند هفته پیش حاج آقا اسماعیلی امام جمعه موقت گراش در خطبه های نماز جمعه سخنانی ابراز کردند که ورزشکاران و ورزش دوستان را به تامل وا داشت.ایشان نسبت به پرهزینه بودن ورزش فوتبال در گراش و کشور ابراز نارضایتی کردند و خواهان مقابله با اینگونه ولخرجی ها و اسراف بیت المال شدند.اما روز عید در سخنانی مقابل حاج آقا حلاجی امام جمعه شهرراهیابی تیم پیروزی به مسابقات دست سه کشوری را مایه افتخار شهر دانست و از تمام همشهریان و سازمان های دولتی و غیر دولتی خواست تا همکاری صمیمانه و دوستانه ای داشته و این تیم را در کسب موفقیت های آتی یاری کنند.
ساعت پرواز 10 صبح . پرواز ما هم استثنا نیست و با تاخیر چند ساعته مواجه است.اضطراب و نگرانی و گاهی دلهره ی قبل شادمانی در چشم همه موج میزند.مادرم که هنوذ بارانی ست.گاهی نگاهم میکند ، چشم هایش را چند لحظه می بندد و زیر لب حرفی زمزمه میکند ، آرام نگاهش را از من میدوزد.نمیدانم!چشم دیدن من را ندارد یا دوست دارد دیگری را جای من ببیند.شاید هم دوست داشته مرا با کسی دیگری بیند.من هم مثل همه دلشوره دارم که بروی خود نمی اوردم و با لبخندهای قلابی پنهانش میکنم.دو ساعت به همین منوال گذشت تا اینکه پیجر صدا زد "مسافران پروازشماره 1209 .... برای سوار شدن خود را به گیت 12 رسانند".همه مسافران شتاب زده بلند شدند.انگار که جا کم باشد و نکنند جا بمانند.
آرام آرام که نه،دستپاچه همه پاسپورت به دست به درب خروجی هجوم می آورند.ماموران فرودگاه که به این رفتار مسافران عادت کرده اند رو به هم لبخند سردی میزنند و چیزی را برای هم تایید میکنند.27 دقیقه زمان پیش رفت تا من ، به عنوان آخرین نفر این پرواز سوار هواپیما شدم.داخل کابین یک طرف صدای گریه و طرف دیگر صدای دعا بگوش میرسد. مادر هنوذ مشغول زمزمه کردن همان کلمات است.خدایا... اخر چه جمله ای مادرم این دو ساعت را زمزمه میکند.کم کم برایم تبدیل به راز میشود این دعا.
شاید ادامه داشته باشد...
درحالی که میرحسین موسوی و حامیانش ادعای حرکت در مسیر آرمان های انقلاب اسلامی را دارند،سازماندهی آنان برای روز 27 شهریور عکس این موضوع را ثابت می کند.
جوان آنلاین نوشت؛ حامیان میرحسین موسوی در برنامه ریزیهای و چاپ تراکتهای تبلیغاتی خود برای روز قدس این روز را تمام شده عنوان کرده و تصریح کردهاند، "27 شهریور ،روزقدس سابق ".
همچنین درپوسترهای حامیان موسوی تاکید شده است که هدف آنان برای حضور در راهپیمایی برای آزادی قدس نمیباشد.
گفتنی است نامگذاری آخرین جمعه ماه مبارک رمضان به عنوان روز قدس ابتکار و یادگارماندگار حضرت امام خمینی(ره) برای دفاع از ملت مظلوم فلسطین می باشد واینکه میرحسین موسوی و حامیانش چگونه ازانقلاب و امام می گویند اما درعمل از وی و راهش عدول می کنند،بیش از پیش نیات و اهداف وی و حامیانش را روشن می سازد.
تججد و تمدن جدید با همه ابعاد و ره آوردی هایش ، محصول خود بنیادی بشر غربی و انحراف تمام عیار او از آموزه های وحیانی است و با فرض حضور حاکمیت دین_به معنای جامع و حقیقی آن _ هرگز تمدنی از نوع تمدن جدید ، ظهور نخواهد کرد.
به بیان روشن تر ، اگر حاکمیت اسلامی با حظور معصوم (ع) و بسط ید او ، تحقق و تداوم پیدا میکرد و حاکم اسلامی ، در مقام تمدن سازی بر می امد ، محصول آن ، تمدنی از نوع تمدن جدید و مشابه آن نبود ، همانگونه که با ظهور بقیت الله الاعظم (عج) و استقرار حاکمیت صالحان ، نشانی از این نوع تمدن نخواهد بود.
_چند روزیه این وقدمه کتاب ، از مهدی نصیری فکرمو مشغول کرده.
بحول قوه الهی از آنجا که در این ایام مقدس و طاقت فرسا که همه را به بهره برداری از نفحات این ماه سفارش میکنند ،امت کالری لازم برای نماز مغرب و عشاء را نداشته ، پیش قراولان مساجد را به تسریع انجام امور صلاه و منع اذکار ثانویه دستور میکنند.
این خالوی شباب ما که به مسجد حاج فتح الله گراشی نماز ادا می کند مردیست محیر القول.از بس منعات مردم را بجا گذاشته.هیچ کس و نا کسی از الطاف محرمانه او بی نصیب نمانده.إفشانده اند فی صلاة عشاء ،آن زمان که سلام تمام شود ، ریش سفیدان و قد خمیدگان در رکعت سوم بسر برده و چهار به سه از دیگر اهالی عقب مانده.حاشا و کلآ
الیوم مردی از همان اهالی به بیت مادر بزرگ قرار تماس کرد و فغان سرداد که حاج آقا!!! نکنید این کارهارا،از آخرت خود مشفق باشید خوبیت ندارد این نماز،فشار قبر دارد.ما هم با عذر خواهی تیلیفون را سر جایش گذاشتیم که شر نشود. به امت آماده بگوش هم گفتیم طالب استخاره بود و حاج آقا استخاره کنید.!
چند روزیه بعد نماز ظهر میریم پای منبر.اما این منبر بیشتر شبیه کلاس درس و دانشگاه میمونه.یه استاد و یه تخته و چند تا جوون با دفتر و قلم.سعی میکنم دفعه بعد خلاصه ای از این جلسات مثل مهدویت از نگاه قرآن ، اثبات مهدویت از منظر قرآنو … رو بنویسم.
من نوشت : این شبها ملتمسیم به دعای شما
اگه یه خورده دور و برمون رو نگاه کنیم به ادم هایی بر خورد میکنیم که همیشه تورو به جلو حرکت میدن،کسایی که یه ضرره هم صحبت باهاشون شدن به هم صحبت شدن عمری از دوستات می ارزه.آدم هایی که دیدشون نسبت به همه چی متفاوته در حالی که وقتی باهاشی اصلا احساس تفاوت نمیکنی.ساده تر از این نمیتونم بگم.خوشحالم از اینکه یکی از اون رفیق ها رو من دارم.
خیلی جالبه! خوبه خودم شخصا رفتم پیش آقای علم الهدی و قضیه زمین حسینیه اعظم رو بهش گفتم و جالبتر اینکه داییم هم پارسال کامل واسش توضیح داده بود که چی به چیه.بعد صاف واسته و به هیات امنای حسینیه میگه من اصلا و ابدا خبری از این ماجرا نداشتم که نداشتم.استغفرالله.این نرفتن های ما به حسینیه آخر جواب داد و هیات امنای حسینیه مجبور شدن جلسه ای رو با اما جمعه و طرف مقابل بگیرن.امیدوارم این بار جواب بده و مثل سال 78 زمانی که آقای اسماعیلی اما جمعه بودن ماست مالیش نکن.خدا رو چی دیدی ، شاید مثل همین 10 ساله با 20 تا پاکت چایی سر یارو رو زیر آب کردن.
چند راپورت کش رفته:
1) آقای سلطانی فکر کرده همیشه پول حلال مشکل هاست.
2) امام جمعه هم شده عروسک خیمه شب بازی و از هرکی زورش بیشتره طرفداری میکنه.
3) هرکی مقلد آقای مکارم شیرازیه بنا به فتوا همه رقم مراسم مذهبی و غیر مذهبی اعم از نمازو شب زنده داری رو در این گونه زمینی حرام اعلام کرده ، پس مراقب باشید.
ایضاله:
من این وسط بی طرفم.اگه ورثه راضی بشه چرا که نریم حسینیه!
آی که چه حکایتی داریم ما با مجمع القران...
یادش بخیر روزایی که منتظر میشدیم عصر شه و با بچه ها اونجا توی زیر زمین دور هم جمع شیم و یه قرانی دعایی و کتابی بخونیم. اون موقع من جزو اون کوچیک کوچیک ها بودم و همراه بابام یا دایی و بقیه میرفتم .تهش 12_14 سال بیشتر نداشتم.بزرگتر که شدم واسه خودم دیگه یه کلید داشتم و هر وقت بابا وقت نمیکرد درب رو عصر ها باز کنه من رو میفرستاد.
دلم واسه اون موقع ها وبچه های اون دور و زمونه تنگ شده.خیلی هاشون دیگه وقت سر زدن به مجمع رو ندارن و بقیه هم ازش زده شدن.یکی خود من.کارمون به کجا رسیده که بعضی از اون بزرگ مزرگ ها و صاب داری جدید مجمع میگن فلان و آقا نیاد.اگه بیاد دفعه بعد برگذار نمیشه .خداییش آدم گریش میگیره وقتی مبینه یکیش خودتی.یادمه خواستیم یه شب بریم دعا کمیل مسجد افغانی ها و راست و صاف واستاد و بهم گفت دیگه نیا.
ای تف به روحت!
حیفم میاد چیزی نگنم.زورم میاد تا دیروز آقا سعید آقا سعید میکردن و الان کل جلسه ملسه هاشون رو از ما مخفی میکنن.همه یادشونه که بابام خدا رحمتش کنه گوش تک تک بچه و ها و دور و اطراف رو میگرفت و به زور و با خنده پاشو میکشوند به مسجد و مجمع.همون بار اول زور زورکی بود،بقیه روز ها دیگه با میل میومدن.از همه نوع ادم ها توش پیدا میشد.فقر،پولدار،بیریش و با ریش.
اما الان چی...!؟
یک گذینشی واسه این مجمع گذاشتن که نگو.یکی دو تاشون که چشم برزخی دارن و بچه های ریزه میزه ها به پاشون سجده میکنن.
خاک بر سرتون با این کارا!
به سلامتی قراره شنبه شب به میمنتی برگشتن حافظان قرآن از استهبان افطاری بدن.اونم 300 نفر.خبر رسوندن و گفتن واسه اینکه تابلو نشه این سعید رو هم دعوت کنید بیاد!امیدوارم خدا قبول کنه این افطاریتون رو.اجرکم عندالله...
مدتیه موضوع زمین حسینیه اعظم همه گیر شده و دعوا بر سر غصبی بودن و نبودنش شدت گرفته.واقعا حق با کیه؟اگه از نظر شرعی بهش نگاه کنیم واقعا اشکال داره.اخه از 5 تا مراجع هم استفتاه گرفتم و جواب کتبی دادن جایز نیست.از اون طرف هیات امنا هم گیر داده که قانون میگه زمین اشکال نداره!
فقط من موندم این آقای علم الهدی که اینترنت و ماهواره و تلوزیون رو سر منبر با هزار تا قسم به امام حسین (ع ) حرام میکنه چجور توی اون حسینیه نماز میخونه!
دو تا دلیل واسه خودم دارم:
اولیش اینه که اگه بفهمن زمین غصبی هست و اشکال داره از سال بعد بی در کجا میمونه که این محرم و سفر و رمضونی رو کجا نون در بیارهدومیش هم اینه که برعکس حسینیه از کار و کاسبی میفته و کسی نمیره!
از یه منبع اگاه( آگاه تر از امام جمعه و هیات امنا و دفتر اقامه نماز) راپورت دادند که موضوع رو جور دیگه به آقای علم الهدی فهموندن و از خیرش گذشته!
بعضی از راپورت ها:
1) اداره اوقاف هم پرونده حسینیه اعظم رو مخفی نگه داشته
2) امام جمعه محترم مثل همیشه دوست دارن جو رو بخوابونند و مردم رو به آرامش دارن دعوت میکنن.
3) ستاد اقامه نماز که نمیشه باهاشون صحبت کرد و همشون میگن اون یارو (ورثه) داره غلت اضافی میکنه
الله اعلم! ما تو زمین غصبی نماز نخوندیم و نمیخونیم.وقتی مبینیم ورثه اون زمین حی و حاظر سر و مر و گنده میگه من راضی نیستم ...
گفتن زیاد ادبیش نکنم.سعی میکنم من بعد راحت تر و فصیح تر بنویسم.
ماه رمضون هم به لطف خدا اومد و خدا عمری بهمون داد تا دوباره سر سفرش جمع بشیم .
اما این بار واسه ما شروع شدن ماه رمضونی یکی یه نم نمکی فرق داشت.خوابیدم صبح بلند شدیم خواستیم تخم مرغ بشکونیم و صبحانه میل کنیم مامان هوار کشید که امروز اول ماه رمضونه!
گاهی وقت ها اونقدر غرق در دنیا و کارای دنیا و آدم های این دنیا میشیم که از خدا یه خورده فاصله میگیریم.شاید بهتر بگم بی هواس میشیبم.
چشم به هم نزده 8 روز گذشت.به رسم قدیم ها فرق قرآن خوندمون سر جاشه.اما مراسم و روضه و حسینیه کمپلت آف!
شاید از 10 به بعد وقت شد!انشالله...


نظرات () لینک مطلب