من نمیدونم،

 وقتی مردم مهربون میشن بارون میاد ، یا وقتی بارون میاد مهربون میشن...!؟؟


نویسنده : سعید رایگان ساعت ٥:۳۱ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳۸٩/۱٠/٢٦


دیگر خبری نیست در شهر

الا اینکه تو رفته ای ،

 و روزنامه ها

همه،

سفید چاپ می شوند...


نویسنده : سعید رایگان ساعت ٧:٥٠ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳۸٩/۱٠/٢۳


پری روز هواپیما سقوط کرده ، تعداد کشته شدگان و مجروحین جمعا 105 نفر بوده ! لیست مسافرن 104 تا. به نظر شما اون یه نفر از کجا اومده...!؟

الف) عضو دیگران هست

ب) جک و ساویر می دونن

ج) با استناد به قانون جرایم رایانه ای دسترسۍ به جواب فراخوانده شده امکان پذیر نمۍ باشد. L2-7


نویسنده : سعید رایگان ساعت ۸:۱۱ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳۸٩/۱٠/٢۱


بخدا به ما گفته بودن هر توپی که میاد تو خیابون ، پشت سرش بچه ای هم میاد.
جناب سروان.من مقصر نیستم.بخدا من توپی ندیدم . بچه بدون توپ اومد وسط خیابون...ناراحت


نویسنده : سعید رایگان ساعت ٧:۳٠ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳۸٩/۱٠/۱٩


برگه هایی که گاهی به 10 میرسند. همه رقم دست خط ، همه رنگ خودکار ، و جواب هایی که سوال ندارند..

 

و جواب های علی ، که خستگی را به در میکند... 


نویسنده : سعید رایگان ساعت ۸:٠٦ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳۸٩/۱٠/۱۸


تا حالا عصبانیت دبیران رو دیدن ؟ دعوای بین خودشون چطور؟

شنبه شب ها ، ساعت 20:00 تا 21:30 - سالن آبشار اندیشه!


نویسنده : سعید رایگان ساعت ٢:۳٦ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳۸٩/۱٠/۱٥


تو دیگر نمی توانی برگردی،

زمین بیش از آنکه فکر کنی چرخیده است...


نویسنده : سعید رایگان ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳۸٩/۱٠/۱٤


پس از گردهمایی اعضای خانواده مبنی بر حرام بودن تیغ ، اهل بیت تصمیم گرفته این بنده ی حقیر را به راه کنند.لذا یک عدد براون (واشیبل ، چهار حالته) به رسم یادبود تقدیم این جانب نموده تا مرا از حرام کاری در آورند. بگذریم...! عجیب کار میکند این دستگاه ، دست مچ تری توربو را از پشت بسته.شما نشنیده بگیرید. لطفأ!

اجرکم عندالله


نویسنده : سعید رایگان ساعت ٢:٢۱ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳۸٩/۱٠/۱۳


عینک آفتابی،

 بعضی ها واسه گم شدن از دست نگاه های مردم میزنن ، بقیه هم برای گم شدن نگاهشون به مردم!


نویسنده : سعید رایگان ساعت ٢:٠٥ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳۸٩/۱٠/۱٢


وقتی برق می رود

کار دنیا لنگ است!

نه سشوار کار میکند

نه اتوی مو...


نویسنده : سعید رایگان ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳۸٩/۱٠/٧


از دیروز تا به حال ، 10 وبلاگ نویس به جمع ما اضافه شدند.مبارک است انشالله...

وبلاگ  مرتضی دارشی

 


نویسنده : سعید رایگان ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳۸٩/۱٠/٧



...

یک مثل مجاری هست که می گوید:مادرانتظاردیگران زاده می شویم ودرانتظارخودمان می میریم.حالاشمافکرنمی کنید انتظارکسی که هیچ گاه نخواهدآمد و درغبارهاگم شده رفته-یکجور ساده لوحی یا احمقانه است؟!و انتظارکسی که ارزش حتا یک لحظه انتظارکشیدن شما را ندارد , نوعی دیگر ازساده لوحی وحماقت؟!

وماهم که چه قدر از ساده لوحی وحماقت خوش مان نمی آید!!!


نویسنده : سعید رایگان ساعت ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳۸٩/۱٠/۳