قبل تر ها، این شب ها، برای تو،
خانه شلوغ می شد؛همه می آمدند،
عمه ها و خاله و دایی ها. مادر و پدربزرگ هم.
تبریک میگفتند. شعری میخواندند و کف میزدند.
و حالا ...!؟
حالا هم دور هم جمع می شویم. مثل سابق.می نشینیم اما ختم میکنیم...
نویسنده : سعید رایگان ساعت ٢:۱٥ ق.ظ تاریخ ۱۳٩٠/٤/۱٥


نظرات () لینک مطلب