عصر زمستانی که سرما تن و جان آدم را به لرزه در می آورد صدای آیفون در آمد. گوشی را برداشتم گفتم بله! جواب آمد "می آیی یه لحظه دم در. در را باز کردم، زن همسایه ست .سرش را پایین انداخته بود وگفت:

" سلام آقای رایگان. دخترم مریض است. دکتر گفته سوپ برایش بپزید. راستش مرغ نداشتیم. میتوانی یک تیکه مرغ بدهی؟ سوپ که درست شد و طعم گرفت مرغ را پس می آورم...!؟ "


ps: چند روز پیش وقتی انتقادات به سوی سخنان ریس جمهور را شندیم که گفته بود: " در کشور ما کسی محتاج نان شب خود نیست و گرسنه نمیخوابد" یاد این خاطره افتادم.


نویسنده : سعید رایگان ساعت ٢:۱٩ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩٠/٤/۱۸