چندماهی ست یک اتاق به زندگی ام اضاف شده. مثل همین اتاق خودم. تویش آرامش دارم، امنیت دارم. روزنامه میخوانم، باصدای بلند موزیک گوش میکنم، فیلم میبینم و همه وسایل شخصی ام را آنجا ولو میکنم. از کتاب و سی دی لپ تاپ گرفته تا لباس زیر و کارت شناسایی و افترشیو. دویست و شیش اتاقی کوچی دارد اما همین که مال خودم است بس است. همه جایش را دسته بندی کرده ام. لباس هایم را صندوق عقب گذاشته ام. همیشه یک جفت نعلین و جوراب به علاوه عاف (ش.و.ر.ت) و زیرشلواری همراه خودم دارم. شاید به ریش تراشیده من بخندید اما لازم میشود. کنار خودم شارجر (قلط املایی/0.5 نمره)، هدست، یو اس بی، فلش مموری و نوت بوک قرار دارد. اینها همه باید توی دست باشد، مثل زن آدم. مواد خوراکی از آجیل و اسنیکرس و فیلک گرفته تا آلپرازولام و هلفن و چاکلز جایش توی داشبورد است(دروغ گفتم). تافت، ژیلت، کرم ضدآفتاب، بولگاری، مسواک و خمیردندان را زیر صندلی کنار جا دادمشان. یک عدد بطری آب هم زیر صندلی خودم گذاشته ام یک وقت وسط بیابان لنگ نمانم!
خالاصه، اتاق یعنی این! مثلا اگر روزی از خانه فرارکنم دست کم تا 24 ساعت به هیچ چیز احتیاج ندارم و برنمی گردم!


نظرات () لینک مطلب