امسال سمَت سرپرست بخشی به من خورده و 36 ساعت تمام وقت توی مدرسه باید باشم. یک جورایی پر دردسر و سخت است. همه کارهای روی زمین مانده را باید جمع جور کنم. هماهنگی برنامه های کارگاهی و سایت و کلاس ها و هزار هزار کار دیگر با من است. مثلا هر دبیری تاخیر کند یا دعای بچه ها بگیرد و نیاید، عوضش من باید بروم سر کلاس.
مثلا همین حالا که دبیر کامپیوتر نیامده و من باید بجای ماشین های الکتریکی بشینم از گودر(دور برگردان) و جیمیل و وی پی إن(بسته فرهنگی) بگویم، روح بچه ها شاد شود! خیلی هاشان توی این سن همه را بلد اند. فیس بوک و مسنجر را دو دره کرده اند. برای خودشان وبلاگی دارند و با این و آن شب ها چت می کنند. بقیه هم اصلا نمی فهمند اینترنت به چه دردی میخورد از کجا می آید، کجا می رود، و آخر سر بجز سرچ کردن تصاویر مستهجن کار دیگری هم می توان باهاش کرد یا نه!؟ حالا من مانده ام و دو دسته دانش آموز و سخت ترین کار ممکن!


نظرات () لینک مطلب