یکم: فی ایام ماضی، مصادف با دهه ی اول محرم الحرام سنه یکهزار و چارصد و سیودو کار مکتب خانه کمی آسان تر شد. نصفش را ما دوره کردیم خوشبحال بچه ها شد. بقیه را بچه ها دو دَره نموده کیفِ حال ما شد. ته مانده را هم وزیر عمارت میرزاحاجبابا توی تیلویزیون دولتی روئت شد و چارشنبه را بین التّعطیلین وَالتّعطیلین اعلان نمود از دیگر اهالی عقب نمانیم و به امورات اخروی و دینی برسیم. اینطور شد و خوشی زیر دلمان زده کمی هم بالا آورده ایم. حالا یکی نیست به کسبه ها و تجّاربازار بفهماند تعطیلی های سالانه این دولت کاملا نرمال، تمامأ درحدّ جهانی بوده. تازه کمی هم عقب مانده ایم عنقریب جبران شود.
دوم: این روحانی ها و شیوخ بدجور حال ما را گرفته اند. یکی را از قم به اسم طهرانی آوردهاند مسجد ما خطبه کند. از قضا کتابها زیاد خوانده و ورقها کرور کرور مکتوب کرده. افشاندهاند در بحث سند شناسیِ اسلامی همه فن حریف است. ما هم طبق روال هر ساله نشستیم پای منبر، عِلم زیاد کنیم. شب اول از بی خوابی همه اش را چرت زدیم و هیچ سر نیفتادیم. شب دوم عَوَض شب قبل، حاج آقا هِی از خواب و رؤیاهای این و آن گفت که چهها شده و چهها کرده و ما را مثل شب قبل حسابی خواباند. طاقت سرآمد و شب سه، عزم جزم کردیم برویم حسینیه حضرت ابالفضل العباس علیه السّلام پای منبر حاج آقا ابوالفضل اسماعیلی «مدظلّه» تا ما را رهنمود کند بلکه آدم شویم. هنوز گرم شنفتن نشدیم که آقا فغان سر داد: «های إی اولیاء، آباء و اُمّهات. چه معنا دارد دختتان را بفرسید غربت درس کامفیتور و آلات مدرنیته کند. آخر کجای دین اینها نوشته اند و الی آخر.» آن لحظه همچین دست به پیشانی کوبیاندیم که صدا کف زدن داد و خجل شدیم! همان جا بود یاد شعر سعد سلمان افتادم که می گوید" جز توبه رهِ دگر نمی دانم، از کرده خود سخت پشیمانم".
سوم: فی الحال این شب ها بد جور کتاب میخوانیم. شنبه آتی یک عدد امتحان سه واحدی تحصیلات آکادمی داریم که به کنار. اول هفته را یکی دو کُتُب استاد مطهری سر کشیدیم رفتیم آن جناح. از دیشب تا حالا هم به لطف آقامحمدخواجه، صاحب جریده حمایت، نشسته ایم "راپورتهاییومیّه و تذکرهها" و "کاوشی در طنز ایران" از آ سِد ابرام نبوی ممیزی میخوانیم برگردیم این جناح ببینیم چه خبر است.
چهارم: همانطور که من و شما خوبِ خوب آگاه شدهایم، نصف امّت بند اول را از کج فهمیشان چشمچرانی کرده، بقیه مکتوبه را از نفهمی ول نموده، به بند چهارم که همه اش دشنامشان شده نمیرسند. خدا خیرشان دهد.


نظرات () لینک مطلب