می آیم چیزی بنویسم، انگشتانم لحظه ای روی دکمه های کیبرد می گذارم و دوباره چنگ می زنم به موهایم. دو سه تار دیگر را می کنم، دستم را بالا می برم و فوت میکنم،از آن بالا تا کف اتاق گریزش را به تعقیب می نشینم. سرم را بر میگردانم رو به ساعت. هنوز وقت برای به خاک کشیدن و بالا آوردن ثانیه ها مانده است. دو دستم را می زنم به پهلو، سرم را پایین می گیرم، چشمانم را چند ثانیه تاریک میکنم، و دوباره دستانم را بر می گردانم روی کیبرد و مکث میکنم...
نویسنده : سعید رایگان ساعت ۱٢:٠٦ ق.ظ تاریخ ۱۳٩٠/۱٠/۱٧


نظرات () لینک مطلب