راپورتچی

نرفته باز امده ایم...

 

دی حول و حوش همین ساعت سوی دانشگاه روانه شدیم تا به استاد عرض ادب،احترام و پاچه خواری قبل ترم برای آن سر ترم کنیم.چند قدم مانده ، سیل اندکی از جمعیت متشکله از خانوم و آقا که اغلبشان عروسکهای گریم شده و ودردانه های داشنگاه بودند هوهو کنان ، کف زنان ، عربده کشان ، خروشان ، پایکوبی می کردند.

جویای علت شدیم و عرضه داشتیم چه شده؟ دوباره انتخابات است؟ خاتونه ای  افشاند " اقلی زیاد از طلاب دانش به سوا کردن مذکر ، مونث برخی کلاس ها شکوه داشته.به درد دل در امد و گفت : این که نشد کلاس.کجای دانشگاه و دین مکتوب شده سوا؟ ما کنکور دادیم و درس خواندیم که چه؟ خدا را خوش نیست. اینطور میشود  که بعضی ها بنای اعتراض را میگذارند و اظهار میدارند که این قبیل اعمال مخالف حقوق بشر است" و الی آخر...! ما هم پا بیشتر از گلیم واز نکرده و بجواب در امدیم : " اجرکم عندالله  و فی امان خدا ، ما برویم که شر نشود". الغرض همانکه همین هفته اول ، کلاس ها بلکل تعطیل شد و برگشتیم ده تا در روزهای آتی جویای تکلیف شویم.

ایضاله: خدا کند هفته بعد هم ، همین کاسه و همین آش باشد. 

 

 

+ سعید رایگان ; ۱:۳۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٧/٧
comment نظرات ()