راپورتچی

کمی بیشتر از طنز...

محمود خان عزیز بابا!!!

این میرزا محمود خان صدر اعضم که به رای قاطبه ی رعایا در قامت وزیر الوزرای مملکت در آمد مردی بود محیر القول از بس که زاهد بود. و مسمایش نان و پنیر بود و فراشش کفپوش عمارت شارع پاستور.فی الحال یک پایشان در طهران و پای دیگرشان در ایالات ایرن بوده و چندی دیگر در بلاد گوهر پنهان جنوب رو نما میشود!هبذا

 کسی تا بحال ندیده دو روز متوالی در طهران سکنی گزیند!گفته کردند هالی دی اخر هفته را به امور اطباع شهر ها و روستاها میپردازد و اما علایم عجیبه اینجاست که تعطیلات آخر هفته  ایشان بیشتر از اوقات کاریشان هست!بازهم هبذا!!!!

در ایام ماضی قیل و قال فراوانی حول نطق شجاعان ایشان در قلب بلاد کفر برخاست و از قرار مسموع هنوذ فرو کش نکرده.جناب ایشان به دولت یوروپ و و ایالات متحده امریکن بفرموده که از بر قوم بنی اسراییل دل سوخته میدارید! بهتر است در مملکت محروسه خودتان عیالان صحانیه را سکنایشان دهید.ابنای فاسطینی چه هیزمی مرطوب به شماها فروخته اند و دگر بار قضیه هولوکاست را نطق کرد که اشک دلقک های راپورت شده از صحانیه را در اورد و شروع به پیه سوزاندن کردند.

وزیرالوزرای دیگر ممالکه هم شروع به کف زدن همراه با صدای سوت (با دو انگشت_ تک انگشت_ بدون انگشت) و هو هو کنان تبارک الله نثار میرزا محمودکردند.وه که چه میکند این نطق میزا.این چند قدم مانده به انتخابات را بشیند و یه قل دوقل بازی کند ولله بیشتر صواب دارد...

 

ps: برداشت آزاد!!!

 

+ سعید رایگان ; ٦:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٢/۱٥
comment نظرات ()