راپورتچی

اشک ها فدای لبخند ها

زیبایی روز های خشک پاییزی هم به طراوت شب های گرم زمستان ست. روزهاییش که زرد شدن درختانش به زردی پوست تو نمیرسد ، و شب هایش که سجاده تا سحر پهن هست و تسبیح  به دور دست حلقه شده و ساعت ها می چرخد تا به هزار و یک  رسد. آبی آسمان هم به آبی شبهای سیاه و سرد تو چشم بسته است. یا رب یا رب های شبانه ات  بلندتر از شکرخدا شکرخدای روزانه ات شده. به خدا نمیدانم! عیدانه ها هم بهانه ای برای گریستنت شده. آخر خیلی از انت الذی و انا الذی گفتن ها نمیگذرد.حال هیچ کس خوب نیست،خانه کمی دلگیر تر از همیشه است.

این روز ها بهانه برای خوشحالی و گریستن ما که زیاد است!

+ سعید رایگان ; ۸:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٩/۱۳
comment نظرات ()