راپورتچی

روز هایی که بزرگ بودیم

 

عکس اول مربوط به مهرماه 86 می باشد.از راست ایستاده : خودم - مسلم بمانپور- مهدی خادمی - احسان پورشمسی. نشسته از راست : حمید محمود زاده - حمید آهن زاد.عکاس: اسماعیل انصاری.

یادم هست اخر های رمضان بود که انجمن دانشجویان لارستانی های مقیم تهران جلسه ای رو ترتیب داده و همه را به ضیافت شام دعوت کردند. یک بخور بخوری بود اساسی! جای شما خالی. آن شب مهمان ویژه جناب مهندس حسابی فرزند دکتر حسابی بودند. مهمانی هم در چهار راه پاک وی _موزه و منزل دکتر حسابی بود. نکته جالب آنکه ، کلیه مخارج آنشب را آقای محبی نماینده قبلی مجلس بر عهده گرفته بودند.

خوش ترین خاطره ی آن شب ، مربوط به راه برگشت بود.حادثه ای عجیب اندر غریب! راه که میرفتیم ناگهان چشممان افتاد به...(ادامه اش اجبارا سانسور میشود).


عکس دوم هم مترو ، ایستگاه امام خمینی ست. هر وقت یاد آنجا می افتم فشار قبر یادم می آید! خدا نصیبتان نکند. از حرم عبدلعظیم حسنی بر میگشتیم و آخرین قطار آنشب بود. هیچکسی در مترو دیده نمیشد. فرصت را غنیمت شمردیم عکسی به رسم یاگاری از خلوت بودن مترو امام خمینی گرفتیم ، نه چیز دیگر!!!

 

+ سعید رایگان ; ٤:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/٢٠
comment نظرات ()