راپورتچی

و چه بهتر

شاید

شناور می‌شوی

در  آبی بیکران آسمان و حلقه‌ای از آواز سکوت

دلت که انگار دیگر نیست

وقتی خالی از دلهره و تشویش‌های همیشه است

و چه بهتر!

حالا تمام خواستنی‌های دنیایی هم

بی تو معنا ندرد

و چه بهتر!

می‌روم آنجا که باید

می‌روی سمت خودت

خود نقابدار تمام این سال‌ها

و چه بهتر

باید بمیرم!

دیر یا زود 

اگر آواز سکوتی هم بود

و چه بهتر!


پ.ن

قبل‌تر هم گفته‌ام؛ اینهایی که بعضی وقت‌ها به این سبک می‌نویسم از نظر خودم و اهل فن، شعری چیزی نیستند. همین‌جوری می‌آیند و وبلاگ هم چون گاهی جای "همین‌جوری" نوشت‌هاست، می‌گذارمشان اینجا!

+ سعید رایگان ; ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٥/٢٥
comment نظرات ()