مزخرف مثل پیک نوروزی

دانش‌آموز که بودم، پیک نوروزی بدجور حالم را میگرفت. یعنی یک جورایی ضد حال حساب می شد. البته خدا را شکر زرنگ بازی‌ام شب آخری گل می‌کرد، پیک دختر عمه را کش می‌رفتیم، یک‌جا کپی رایت می‌کردم!  آخر کدام پدر بیامرزی وسط تعطیلات می‌رود لای کتاب را باز کند. خریت نیست!؟

روزهای اول تدریس، یکی از تعهدات کاری‌ام راحت گذاشتن بچه توی تعطیلات نوروز شد. معنا ندارد یک مشت تمرین، تحقیق و دیکته بدهی بچه‌ها که مثلا از درس عقب نمانند. جا دارد اینجا به دبیرانی که اینطور فکر میکنند گفته شود: جون عمّه‌ت!

امشب وجدان راحتی دارم، حداقل میفهمم ایام تعطیلات نه فحشی خورده‌ام نه کسی لعن و نفرین‌ام کرده. فردا هم با خیال راحت سر کلاس می‌روم و درس خودم را می‌دهم. نه از جر زنی بچه‌ها خبری‌ست نه از آقا یادم رفته و فردا میارم و فلانی‌ام مرده!

امشب شاید دردسر خیلی از خانه‌ها، ناتمام ماندن پیک نوروزی و تکلیف‌ بچه‌هاشان باشد.

/ 2 نظر / 15 بازدید
Arefeh4r

ای کاش معلم‌های ما هم اینجور فک می‌کردن! [رویا]

افرا

دقیقا به همین دلیل هیچ تکلیفی به شاگردانم ندادم