پدر بزرگ من

چند مدته پدر بزرگم(حاج علی اکبر) در مورد اینترنت و ماهواره و دولت الکترونیک ازم می پرسه. اینکه چیه، به چه دردی می خوره و چرا اینقد اسمشو میارن. شبی بیست و سی یه خبر از ایمل و گوگل داشت، منم تا جایی که تونستم توضیح دادم. بعدش ازم خواست تا دفعه بعد که میاد خونمون محیط اینترنت،گوگل و ایمل رو واسش نشون بدم تا اگه ساده هس باهاش کار کنه.

احتمالا کارگاه وب 2، واسش ثبت نام کنم...

ایضاله: پدر بزرگم متولد یک هزار و سیصد و شانزده هس 

/ 6 نظر / 12 بازدید
آزاد

دريچه باز قفس بر تازگي باغ ها سر انگيز است. اما ، بال از جنبش رسته است. وسوسه چمن ها بيهوده است. ميان پرنده و پرواز ، فراموشي بال و پر است. در چشم پرنده قطره بينايي است : ساقه به بالا مي رود . ميوه فرو مي افتد.دگرگوني غمناك است. نور ، آلودگي است. نوسان ، آلودگي است. رفتن ، آلودگي. پرنده در خواب بال و پرش تنها مانده است. چشمانش پرتوي ميوه ها را مي راند. سرودش بر زير وبم شاخه ها پيشي گرفته است. سرشاري اش قفس را مي لرزاند. نسيم ، هوا را مي شكند: دريچه قفس بي تاب است. سروده سهراب سپهری

خزان

اینکه خیلی خوبه سعید.. امیدوارم سایه پدربزرگت صد سال بالاس سرتون باشه. پیشاپیش نوروز مبارک[گل]